مرجع تقلیدی  که اشعار "هوپ هوپ" نامه را حفظ است و... / سید حیدر بیات

مطرح شدن حضرت آیت الله سبحانی به عنوان یکی از مراجع تقلید شیعه به بجث روز بعضی ار رسانه ها تبدیل شده است. ایشان چه به عنوان یکی از مدرسین برجسته فقه و اصول و چه به عنوان مؤلفی پرکار که بیشتر متون درسی جدید حوزه را با توجه به مقتضیات زمان تالیف کرده است، یکی از استوانه های علمی و فکری حوزه علمیه قم و بلکه کل حوزه های علمیه شیعه در قم و نجف به شمار می آید.

مواضع معتدل ایشان و حتی سکوت و عدم دخالت ایشان در مقابل مسائل روزمره سیاسی نیز از امتیازات دیگر ایشان است.

اما چیزی که صاحب این قلم را به نوشتن در موضوعی که هرگز در حول و حوش آن قلم نزده ام واداشت مسئله ای بود که در یکی از سایتها خواندم ماجرا از این قرار است که گویا معظم له در دیدار اخیر طلاب و فضلای تبریز با ایشان از سخن گفتن به زبان ترکی طفره رفته اند و علیرغم اصرار چند تن از فضلای تبریزی، به این کبیره (معاذالله!) مرتکب نشده اند. یاد سعید متین پور به خیر! که در نوشته ای با عنوان "امام جمعه های نسل دوم آذربایجان" از اصرار امام جمعه جدید زنجان به فارسی گویی در حالی که اکثر مامومان و نماز خوانان سالخورده و فارسی ندان هستند سخن گفته بود. البته نمیخواهم من هم مثل سعید از مراجع نسل دوم آذربایجان سخن بگویم بلکه در ذهن خود اندیشیدم علت این مسئله را پیدا کنم. البته شاید اگر شخص دیگری جای آیت الله سبحانی بود بی خیال مسئله میشدم، اما در مورد ایشان قضیه فرق می کند.

آقای کریم مشروطه چی سؤنمزشاعر معاصر آذربایجانی در مصاحبه ای که با نشریه وزین وارلیق تابستان و پاییز 77 می گوید: «آیت الله سبحانی به ادبیات کلاسیک بخصوص به اشعار هوپ هوپ نامه مرحوم میرزا علی اکبر صابر به اندازه ای تسلط دارد که وقتی در اوایل انقلاب نبی خزری شاعر مردمی آذربایجان (شمالی) با ایشان در قم دیدار می کند، ایشان (آیت الله سبحانی) آن قدر اشعار صابر را از حفظ میخوانند که نبی خزری از قدرت حافظه ایشان تعجب می کند.» (این مصاحبه به زبان ترکی انجام شده است)

حال سوال اینجاست که چرا حضرت آیت الله سبحانی با این همه علاقه به ادبیات کلاسیک ترکی از سخن گفتن به ترکی طفره میرود. ممکن است بپرسید علاقه ایشان به زبان ترکی از کجا معلوم است، که جوابش روشن است. چون اگر ایشان به این ادبیات ترکی علاقه نداشت هرگز نمیتوانست در کنار آن همه مشاغل علمی، اشعار ترکی را حفظ کند. پس مشکل کجاست؟

با خودم می اندیشیدم که شاید ایشان فارسی را بهتر و علمی تر از ترکی سخن میگوید و علت طفره رفتن از ترکی سخن گفتن این باشد. چون میدانیم که بیشتر دانشمندان ما که فارسی معیار و ادبی را خیلی بهتر از خود فارسها حرف می زنند، از سخن گفتن به ترکی معیار که البته بیشتر بعد از انقلاب شکل گرفته است عاجزند. اما در این میان چیز دیگری نیز به خاطرم آمد و آن اینکه ایشان گویا در کنگره علامه طباطبائی در تبریز با اندیشمندان مهمان ترکیه ای با فصاحت و تسلط تمام به زبان ترکی سخن گفته بود و این مسئله تعجب و تحسین همگان را برانگیخته بود.

پس مشکل کجاست؟

شکی نیست که زبان فارسی در قرن اخیر از دو ناحیه متضاد تقویت شده است. یکی از ناحیه بی دینان و دین ستیزانی چون هدایت، فروغی، خانلری و... دوم از ناحیه دین مدارانی مثل شریعتی، حکیمی، مطهری، مکارم شیرازی، سبحانی، سروش، مهاجرانی و... و شکی نیست که این دو جریان متاسفانه  در جایی باهم تلاقی پیدا کرده اند. نمونه بارز این تلاقی در کنگره شیخ ابوالفتوح رازی در شهر ری بود که آقای هاشمی رفسنجانی به صراحت گفت: "رژیم گذشته خیلی اهمیت می داد به گذشته ایران و زبان فارسی و... ماهم نباید این چیزها را منفی بدانیم." تقریبا اوج این تلاقی زمانی مشخص میشود که آقای حداد عادل به عنوان رئیس فرهنگستان زبان فارسی رئیس مجلس میشود آنهم از طرف راستی ها، و شخص فارس پرستی مثل آقای دکتر یاحقی استاد دانشگاه فردوسی مشهد میگوید: ما جرئت نمی کردیم این حرف ها را (حرفهای فارسی پرستانه) بزنیم سخنان آقای هاشمی به من جرئت داد.

باری همانگونه گفتیم زبان فارسی از سوی مذهبی ها نیز تقویت شده و به عنوان زبان شیعه تبلیغ می شود و حتی به نوعی بر تصاحب این زبان بین مدهبی ها و غیر مذهبی ها رقابت هایی ایجاد میشود، به عنوان نمونه آقای محمدرضا حکیمی در دیداری که حدود سه چهار سال پیش با چند تن از طلاب نویسنده و به صورت خصوصی در قم داشتند از تلاش کمونیستها در ادبیات فارسی سخن گفت و از اینکه بخشی از آثار آنها به رودخانه ادبیات فارسی پیوسته و چزئی از آن شده است طلاب را تشویق کرد که در این زمینه تلاش بیشتری از خود نشان بدهند.

شاید اصرار آیت الله سبحانی بر فارسی گویی نیز همین نکته باشد. یعنی ایشان فارسی را به عنوان زبان شیعه قلمداد کرده باشند. که البته حدس دور از واقعیتی نخواهد بود. اما مسئله ای دیگری نیز هست: ایشان تاکنون اصرار عجیبی به عربی نویسی هم داشته اند و حتی در یکی از دیدارهای خود با طلاب جوان گفته بود که اگر شما طلبه های جوان صرف و نجو عربی را خوب بخوانید در آینده میتوانید به زبان عربی کتاب بنویسید. نگارنده آنموقع از این سخن آیت الله سبحانی و اینکه چرا ایشان به جای زبان انگلیسی از زبان عربی سخن گفته اند بسیار تعجب کردم.

مسئله ای دیگری نیز باید باشد. همانگونه که میدانیم معمول سخنرانی های بزرگان حوزه در قم توسط خبرنگاران مخابره میشود و گویا برخی از خبرگزاریها در قم مترجمان عربی دان هم در این زمینه دارند، شاید هماهنگی خبرگزاریها با ایشان در مورد زبان سخنرانی در آن جلسه دخیل باشد. این نیز حدسی است. به هر حال جای سوال اینجاست که چرا باید تمام امکانات حکومتی به یک زبان اختصاص یابد و یک مرجع در هنگام دیدار با هم زبانان و مقلدین خود نیز از این فضای اجبار رهایی نیابد.

اما اینها همه زوایای مختلف و حدسیات یک قضیه بود. سخن من چیز دیگری است. شکی نیست که حکومت ما در زمینه فارسی گستری و ترکی ستیزی حجت را بر همه تمام کرده است و جای هیچ گونه خوشبینی وجود ندارد، اما آیا ما مدافعان زبان ترکی نیز توانسته ایم حجت را برکسی تمام کنیم. بی شک اشخاص بسیار زیادی در گوش آیت الله سبحانی و دیگر علمای قم از پان ترکیست و تجزیه طلب بودن ما سخن ها گفته اند، اما آیا ما نیز توانسته ایم دروغ آن ها  و حقانیت خود را ثابت کنیم و حق طلبی خود و زوایای مختلف مسئله را به گوش آنان برسانیم؟

چرا وقتی کسی همچون آیت الله سبحانی اشعار ترکی میرزا علی اکبر و دیگر ترکی سرایان کلاسیک را حفظ است، امروز از ادبیات و شعر و زبان ترکی فاصله میگیرد. کاری به سیاست دولت ندارم، خود مدافعان زبان ترکی چه قدر در این زمینه مقصر هستند؟

در پایان برای حضرت آیت الله سبحانی و دیگر علمای اسلام و نیز برای  هویت طلبان آذربایجانی آرزوی توفیق دارم و امیدوارم با رسمی شدن زبان ترکی در ایران حقوق حقه بیش از سی ملیون ترک آذربایجانی، قشقائی، خراسانی، تورکمن، خلج، سنقر و... به آنها بازگردانده شود.

به امید آن روز....

 

     

 Materiallardan istifadə zamanı qaynağa istinad vacibdir
استفاده از مطالب دورنا با ذكر منبع بلامانع است

@